تبليغاتX
گذرگاه

گذرگاه

یه روزی دلت می سوزه واسه تنهائی من

واسه دردی كه كشید دل بی تو با غم شكستن

یه روزی خودت می فهمی كه چرا ازت بریدم

كه چی شد با همه عشقم نفرت و به جون خریدم

یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم

اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم

یه قدم مونده به مرگم یه نفس مونده به پرواز

توی این سكوت ممتد رفته واژه، مرده آواز

یه روزی میای می بینی جای من یه سنگ قبره

كه روی دلش نوشتن اینجا آرامگه صبره

یه روزی میای به خونم خونه ای كه یه مزاره

خونه ای كه مثل قلبم در و پنجره نداره

یه روزی دلت می سوزه واسه این دل شكسته

واسه این غریب تنها واسه این همیشه خسته

یه روزی بهت می گن كه منو باده غصه برده

اونی كه خیلی دوست داشت نبودی جون داده مرده

یه روزی میای كه رفتم توی جاده های باریك

خوابیدم زیر یه مشت خاك، تو یه قبر، سرد و تاریك

 

یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم

اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت19:44توسط ستاره | |