تبليغاتX
گذرگاه -

گذرگاه

تو آسمونی که رنگ شبه
ستاره میمیره
دل من عاشق از دوری می ترسه
بهونه می گیره
تو بری بهونه می گیره
واسه رفتنت دیره

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره
تو بری که زیر آواره
غصه می باره



تو مث بارون
اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها
تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی
میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور
میشکنه عاقبت این غرور

تو باشی پاییز چشمای من
بهارو می بینه
به دل بی خاطره م عطر زیبای گذشته می شینه
تو رو تو گذشته می بینه
تویی عشق دیرینه

صدای من با نبودن تو ترانه کم داره
خونه میشه زخمی از بغض دل تنگی
که زیر آواره
تو بری که زیر آواره
غصه می باره


تو مث بارون
اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه ها
تو رو میخواسته دل از خدا

اگه نباشی
میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور
میشکنه عاقبت این غرور

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت3:24توسط ستاره | |